تاریخچه، روند توسعه و وضعیت موجود وقف و امور خیریه در آلمان؛ از بنیادهای قرون وسطی تا نهادهای مدنی مدرن

در این مقاله، با بررسی سیر تطور تاریخی و وضعیت کنونی وقف و امور خیریه در آلمان. به واکاوی چارچوب‌های حقوقی، نقش بنیادهای سیاسی در دموکراسی، فعالیت ادیان و نهادهای بین‌المللی بشردوستانه این کشور می‌پردازیم.
19 ساعت و 56 دقیقه پیش
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
تاریخچه، روند توسعه و وضعیت موجود وقف و امور خیریه در آلمان؛ از بنیادهای قرون وسطی تا نهادهای مدنی مدرن

مقدمه:

بیان مسأله
وقف و امور خیریه در جوامع مدرن، نه تنها جلوه‌ای از مسئولیت اجتماعی، بلکه یکی از ارکان اصلی ثبات اقتصادی و سیاسی محسوب می‌شوند. در کشور آلمان، مفهوم «وقف» در قالب مدرنِ «بنیادهای خیریه» بازتعریف شده است. 

پرسش اصلی اینجاست که چگونه این کشور توانسته است سنتی دیرینه که در قرون وسطی تحت نظارت کلیساها شکل گرفته بود را در ساختار پیچیده دولت-ملت مدرن، با قوانین مالیاتی دقیق و استانداردهای حقوقی سکولار همسو سازد؟ 

تنش میان اهداف مذهبی، سیاسی و اجتماعیِ نهادهای وقفی و مدیریت آنها‌ در چارچوب قانون مدنی و قوانین مالیاتی آلمان، مسأله‌ای است که نیازمند تبیین دقیق است.
 
ضرورت بحث
اهمیت بررسی نظام خیریه در آلمان تنها به جنبه‌های مذهبی محدود نمی‌شود. این کشور دارای یکی از پویاترین نظام‌های مدنی در جهان است که در آن «بنیادهای سیاسی»، نقش پررنگی در ترویج دموکراسی، آموزش و همکاری‌های بین‌المللی ایفا می‌کنند. 

با توجه به حجم عظیم گردش مالی این بنیادها (سالانه بیش از ۱۷ میلیارد یورو) و نقش آنها در تأمین نیازهای آموزشی، پژوهشی و سلامت عمومی که دولت ممکن است به تنهایی قادر به پوشش آن نباشد، درک سازوکارهای مدیریت این منابع برای سیاست‌گذاران، پژوهشگران علوم اجتماعی و مدیران نهادهای غیرانتفاعی ضروری است.
 
هدف از نگارش مقاله
هدف این نوشتار، بررسی جامع و تحلیلی روند تاریخی توسعه موقوفات آلمان از دوره قرون وسطی تا قرن بیست و یکم است. در این راستا، تلاش می‌شود ضمن تبیین ساختار حقوقی و مالیاتی حاکم بر سازمان‌های خیریه و بنیادها، نقش نهادهای ادیان مختلف (مسیحیت، اسلام و یهودیت) در فضای عمومی آلمان و همچنین جایگاه آلمان در شاخص‌های بین‌المللی کمک‌های بشردوستانه تبیین گردد. 

در نهایت، این مقاله به دنبال پاسخ به این پرسش است که چرا و چگونه مدلِ آلمانیِ وقف، به ابزاری برای تقویت دموکراسی و صلح جهانی بدل شده است.

برای پاسخ به این پرسش، به بررسی مبسوط روند تاریخی توسعه و تکامل وقف و امور خیریه در کشور آلمان پرداخته می‌شود و پس از آن، وضعیت موجود و آمارهای مربوط به نهادها و درآمدهای آنها بیان خواهد شد.

در ابتدا روند توسعه و وضعیت موجود وقف و امور خیریه در کشور آلمان ارائه شده است، در ادامه وضعیت موجود اماکن مذهبی ادیان مختلف و همچنین نهادهای مهم اسلامی در کشور آلمان آمده و درنهایت فعالیت‌های بین‌المللی دولت آلمان ارائه گردیده است.
 

روند توسعه وقف و امور خیریه در کشور آلمان

تاریخچه تشکیل نهادهای وقفی در آلمان به آغاز قرون وسطی بازمی‌گردد. اغلب موقوفاتی که در قرون وسطی بنیاد نهاده شد، موقوفات بیمارستانی بودند که به نیازمندان، خدمات پزشکی ارائه می‌دادند. در جامعه‌ای بدون خدمات اجتماعی دولتی، فقرا، بیماران، زنان بیوه و یتیمان فقط در بیمارستان‌هایی که توسط کلیسایا افراد ثروتمند بدین منظور وقف شده بود، مراقبت می‌شدند و خدمات پزشکی رایگان دریافت می‌کردند. در طول تاریخ تغییراتی درباره مصادیق خیرات پدید آمده است. 

کوزا که در قرون وسطی رواج داشته است، شامل مواردی چون هرگونه عملی که موجب خشنودی خدا می‌گردد، کمک به نیازمندان، تزئینات کلیسا، کمک به تحصیلات جوانان و حتی دفاع از مسیحیت در برابر کفار بوده است. در قرون اخیر به دلیل ناتوانی دولت‌ها و جوامع در برطرف ساختن همه نیازهای جامعه مدرن، نیاز به کمک‌های داوطلبانه افراد در جامعه بیشتر حس می‌شود.

تعریف قانونی ماهیت وقف نیازمند تعاریف دقیق قوانین مالی و مهندسی مالی در سیاست‌گذاری کشور آلمان خواهد بود. قوانین مالی در کشور آلمان برای خیرات مانند قوانین مالیاتی شرکتی است و این گونه امور معاف از مالیات شناخته می‌شود. سازمان‌ها می‌توانند درصورتی که فعالیت‌های خیرخواهانه، به صورت دقیق، در اساسنامه آنها ذکرشده باشد، با توجه به قانون مالی عمومی، از معافیت مالیاتی برخوردار شوند؛ روشن است که تعریف فعالیت خیریه به عنوان یک هدف عمومی و این که چه کسی می‌تواند از پرداخت مالیات معاف باشد، بر عهده مقامات هر ایالت است. 

با این حال، برای توصیف چارچوب قانونی از سازمان‌های خیریه، قوانین مالیاتی کافی به نظر نمی‌رسد و از آنجایی که ‌این سازمان‌ها، نهادهایی قانونی هستند، اولین قانونی که در مورد آنها اعمال می‌شود، "قانون مدنی" خواهد بود.

نخستین سازمان‌های خیریه در کشور آلمان مربوط به بنیادهای خیریه‌ای است که در قرون وسطی تأسیس شدند. این بنیادها تحت کنترل کلیسا بودند. در طول قرن سیزدهم میلادی، بنیادهایی ایجاد شدند که مستقل از کلیسا بودند و توسط یک فرد غیرروحانی مدیریت می‌شدند و توسط مقامات دولتی نظارت می‌شدند. 

این بنیادها اهداف مذهبی و اجتماعی مانند فراهم کردن بیمارستان و اقامتگاه را دنبال می‌کردند. در طول قرون هفدهم و هجدهم میلادی، بنیادها بیشتر به سمت اهداف غیرمذهبی مانند آموزش و علم گرویدند. بنیادهای خصوصی برای مدتی طولانی به دید منتقدانه دیده می‌شدند. اهداف خیرخواهانه به عنوان یکی از عملکردهای اصلی ایالتی بود، بنابراین، بنیادهای خصوصی مشمول مقررات بسیار سخت دولتی بودند. 

در پروس1 دولت می‌توانست به راحتی بنیادهای خصوصی را منحل کند. در دوره پیش از جنگ جهانی اول، صنعتگران با کمک‌های مالی خود از علم و هنر حمایت می‌کردند. از سال ۲۰۰۲، قانون فدرال بنیادها بازبینی شد. امروزه تأکید بر نیت خیر و بصیرت هیئت مدیره در پیشبرد اهداف بنیاد می‌باشد.

در اواسط قرن نوزدهم میلادی، مردم می‌توانستند بدون مجوز عمومی به انجمن‌ها ملحق شوند و اهداف خیرخواهانه، اجتماعی، علمی و هنری را دنبال کنند.

امروزه، نیروهای اصلی اقتصادی و بخش قابل توجهی از زندگی اجتماعی و بهبود آن بر عهده سازمان‌های خیریه است. این سازمان‌ها نیازهای اساسی بشر، از هنر تا مبارزه با فقر را تحت پوشش قرار می‌دهند.

سنت کمک‌های خیرخواهانه در آلمان، از دیرباز وجود داشته است و حجم قابل توجهی را به خود اختصاص می‌داده است. با این حال، بخش کمک‌های خیریه نسبتا پیچیده است و شامل انواع مختلفی از مؤسسات می‌باشد. این موضوع به ‌این دلیل است که امور خیریه به دو بخش تقسیم می‌شود: یک بخش مربوط به سازمان‌های فعال در زمینه فرهنگ، تفریح و ورزش و محیط‌زیست که نیازمند حجم بالایی از مشارکت مردمی است و شدیدا وابسته به تأمین مالی و فعالیت داوطلبانه می‌باشد. بخش دوم شامل سازمان‌هایی است که در بخش خدمات اجتماعی و سلامت فعال هستند. 

سازمان‌های فعال در بخش سلامت و خدمات اجتماعی در سطح حرفه‌ای هستند، درنتیجه کمتر بر پایه مشارکت‌های مردمی است و بیشتر متکی بر درآمد حاصل از پرداخت بیمه‌های اجتماعی و یارانه مستقیم دولت است.

انجمن بنیادهای آلمانی، از سال ۱۹۹۰ سالانه فهرستی را منتشر می‌کند که اطلاعاتی درباره تقریبا ۹۰ درصد موقوفات آلمان در آن درج شده است.

تا سال ۱۹۰۰ میلادی فقط ۱۱۸۲ موقوفه و انجمن خیریه ثبت شده وجود داشت که تعدادی ناچیز بود. بخش اعظم نهادهای عام المنفعه، یعنی تعداد ۹۴۶۴ مؤسسه و موقوفه در سی ساله اخیر تأسیس شده است. البته در حال حاضر همه آنها مشغول فعالیت نیستند زیرا فقط ۷۷۸۰ موقوفه و انجمن خیریه به ثبت رسیده است. 

بررسی‌های آماری نشان می‌دهد که ۲۹ درصد موقوفات اهداف اجتماعی، ۲۰ درصد اهداف تعلیم و تربیتی و ۱۲ درصد اهداف علمی و پژوهشی را سرلوحه کار خود قرار داده‌اند. البته ۳۲ درصد همه موقوفات کلیه موارد ذکر شده را جزو اهداف کلی خود منظور داشته اند.

این آمار نشان دهنده اهمیت تعلیم و تربیت و علم در نظر واقفان و خیرین است. بسیاری از واقفان بر این اعتقادند که جامعه برای نیل به اهداف والای خود نیاز به افرادی تحصیل کرده و باسواد دارد. اگرچه اکثریت موقوفات هدف حمایت از خدمات اجتماعی را برای خود برگزیده‌اند، اما این حوزه با توجه به سرمایه در نظر گرفته شده برای آن، چندان وسیع نیست. در مجموع فقط ۱۸/۸ درصد از کل سرمایه همه موقوفات آلمان به مصرف حل مسائل اجتماعی می‌رسد.

موقوفات در زمینه تعلیم و پژوهش، صاحب ۵۴ درصد کل سرمایه موقوفات و بنیادهای خیریه هستند. سرمایه‌ای در نظر گرفته شده از سوی این نهادها برای حمایت از هنر و امور فرهنگی در مقام دوم پس از تعلیم و پژوهش قرار دارد. از ۱۴۰۷ موقوفه‌ای که هدف آنها حمایت از علم و پژوهش است، ۸۲۴ نهاد به حمایت از اهداف پژوهشی در همه زمینه‌ها، ۲۱۶ موقوفه به پژوهش‌های علوم انسانی، ۱۱۹ موقوفه به پژوهش‌های صنعتی و ۱۶۱ موقوفه به پژوهش‌های علوم طبیعی و زیست‌محیطی اختصاص دارند.

به جز بنیادهایی مانند موقوفات آدنائر، بل، ابرت، ناومن و زیدل که سمت‌وسوی سیاسی دارند، موقوفات کلیسای کاتولیک و پروتستان، موقوفات وابسته به اتحادیه‌های کارگری و موقوفات بخش اقتصادی آلمان نیز به انحای مختلف به حمایت از دانشجویان می‌پردازد.

البته بسیاری از کارخانه‌ها و صاحبان صنایع نیز بنیادها و موقوفات خصوصی برای اعطای کمک‌هزینه تحصیلی به دانشجویان ایجاد کرده‌اند. در این بنیادها حمایت از دانشجویان و طرح‌های پژوهشی با یکدیگر تلفیق شده‌اند. مثلا صاحبان صنایع بزرگ شیمیایی اغلب کمک‌هزینه خود را به دانشجویانی اختصاص می‌دهند که در رشته‌های خاص و مورد علاقه این صنایع تحقیقاتی انجام دهند.

بیشترین بودجه از محل اعتبارات استان به بنیادهای خیریه و موقوفات وابسته یا همسو با احزاب تعلق می‌گیرند. نقطه مشترک این گونه نهادها، نزدیکی به یکی از احزاب دارای نماینده در مجلس ملی آلمان است، البته در اساسنامه اغلب آنها بر استقلال حقوقی، داشتن مسؤولیت حقوقی و عدم وابستگی کامل به «حزب مادر» تأکید شده است.

اختصاص بودجه به ‌این نهادها همواره موضوع بحث و مناقشه در محافل عمومی بوده است. برخی معتقدند که احزاب از این گونه نهادها برای فرار از پرداخت بخشی از مالیات خود استفاده می‌کنند.

بسیاری از موقوفات و بنیادهای همسو با احزاب سیاسی در خارج از مرزهای آلمان از احترام و اعتبار خاصی برخوردارند زیرا آنان بیش از نیمی از بودجه خود را صرف انجام طرح‌هایی در خارج از آلمان می‌کنند. مثلا موقوفات فریدریش ابرت که همسو با حزب سوسیالیست آلمان است، در اسپانیا و پرتغال طرح‌هایی برای دمکراتیزه‌ کردن جو سیاسی پس از سقوط دیکتاتورهای این دو کشور در دست اجرا دارد یا موقوفات کنراد آدناوئر، همسو با حزب سوسیال دمکرات آلمان در شیلی بسیار فعال است.

درباره این گونه نهادها در داخل آلمان هرچه هم کم باشد، باید گفت که بنیادها و موقوفاتی با اهداف سیاسی در خارج از مرزهای آلمان جایگاه ویژه‌ای دارند. در هیچ کشور دیگری در دنیا چنین شبکه‌ای از موقوفات وابسته به احزاب وجود ندارد که با عایدات سالانه ۶۰۰ میلیون مارک، از حمایت دولتی نیز برخوردار باشد. 

این ویژگی البته ریشه در وقایع تاریخی دارد. پس از تجربه فروپاشی دمکراسی در دوره استقرار ناسیونال سوسیالیسم در آلمان و زمان حکومت رایش سوم (حکومت هیتلر و نازی‌ها)، سیاستمداران آلمان در دوره بعد از جنگ (پس از سال ۱۹۴۵)، برآن شدند تا به امور آموزشی در جهت ترویج دمکراسی دست یازند و چنین اقداماتی را نهادینه کنند. 

امروزه هم حکومت آلمان بر این اعتقاد است که نهادها و موقوفات سیاسی از طریق کارآموزشی و ترویجی خود، تضمینی برای دمکراسی هستند و به همین دلیل با اختصاص بودجه‌ای قابل توجه به حمایت از آنها برخاسته است.

دیوان عالی قضایی کشور آلمان عملکرد موقوفات و بنیادهای خیریه سیاسی را چنین توصیف می‌کند: 
«این نهادها باید مشوق درک وضعیت سیاسی در مردم بوده و چارچوب‌های لازم و قابل دسترس همگان را برای بحث درباره مسائل سیاسی فراهم آورند. به ‌این ترتیب علاقه به همکاری فعال برای زندگی اجتماعی و سیاسی ایجادشده و ابزارهای لازم برای نیل به ‌این هدف فراهم آید.»

همه این گونه موقوفات و بنیادها سالانه به دانشجویان با استعدادی که از نظر سیاسی و اجتماعی فعال باشند، کمک‌هزینه تحصیلی اعطا می‌کنند.

همه ‌ایالت‌های آلمان به یک نسبت موقوفه ندارند. تقریبا کلیه موقوفات در ایالات ده‌گانه آلمان غربی سابق به انضمام برلن غربی قرار دارند و در ۵ ایالت آلمان شرقی سابق که اکنون جزء جمهوری فدرال آلمان هستند، فقط ۴۷ موقوفه باقی مانده است. بیشتر موقوفات آلمان شرقی تحت سلطه کمونیسم در چهل سال اخیر از میان رفته اند.

مقاطع ایجاد یا سال تأسیس وقف بیانگر روند رو به افزایش موقوفات و بنیادهای وقفی، به‌ خصوص پس از جنگ جهانی دوم است، به طوری که از سال ۱۹۵۱ تا سال ۱۹۹۱ جمع ۲۴۹۵ موقوفه یا بنیاد ایجاد شده است.

مقاصد این موقوفات روشنگر اهمیت تشخیص نیازهای اجتماعی و تأمین آن توسط واقفین است. بیشترین تعداد موقوفات به مقاصدی چون تکالیف اجتماعی (۳۳/۸ درصد موقوفات)، آموزش، تعلیم و تربیت (۲۱ درصد)، دانش، پژوهش و آموزش عالی (۱۱/۱ درصد)، هنر و فرهنگ (۹/۵ درصد) اختصاص یافته است. هرچند مبالغ مصرفی در فهرست روشن نیست، به نظر می‌رسد همین نسبت‌ها در مورد رقم مصارف کمابیش صدق کند. افزایش رقم جمع موقوفات به علت آن است که تعداد فراوانی از موقوفات چند منظوره هستند و لذا تکرار نشده‌اند. بدیهی است نوع و سهم مقاصد در امور گوناگون در هر یک از ایالات آلمان با یکدیگر تفاوت دارند.

پس از جنگ جهانی دوم از نظر سیاسی در مورد بنیادهای وقفی جریان بسیار شگفت‌آوری در آلمان ملاحظه می‌شود. سوسیال دموکرات‌ها، به طور اعجاب‌انگیزی دوستدار بنیادهای وقفی شده‌اند، زیرا آنها در بنیادهای وقفی شرکت‌ها و بنگاه‌های بزرگ صنعتی اثری از اجتماعی شدن می‌دیدند و به نظر آنان کسی که وقف می‌کند، چیزی از حق و اختیار تصرف شرکت یا بنگاه بر وسایل تولید را به نفع مقاصد عام‌المنفعه از دست می‌دهد و از این رو وقف مطلوب است. بدین ترتیب زیر نظر گارلواشمید، نخست وزیر ورتمبرگ جنوبی، بنیاد تسپلین از کارخانه‌های مای باخ تسپلین و کارخانه چرخ دنده فریدریش هافن پدید آمد.

حزب دمکرات مسیحی نیز، همواره خود را مدافع موقوفات و بنیادهای وقفی دانسته است، زیرا موقوفات در آلمان به خصوص به عنوان تأسیسات و نهادهای محافظه کارانه‌ای که سنت‌های ویژه‌ای را حفظ می‌کردند، به شمار می‌رفتند و طبعا دموکرات‌های مسیحی که خود را نگهبان همین گونه سنن می‌دانند پشتیبان اوقاف هستند. اما تنها در سال‌های اخیر است که اصطلاح و مفهوم «بنیاد وقفی اجرایی» به تدریج جاافتاده است.

تعداد و اهمیت موقوفات و بنیادهای وقفی آلمان در حال حاضر در مقایسه با ایالات متحده امریکا هنوز هم بسیار اندک است، اما روند رشد این نهادها در کشور آلمان به صورتی است که به نظر می‌رسد در سال‌های آتی رشد بسزایی را تجربه خواهد نمود. 

مصرف سودهای اقتصادی برای انجام دادن مقاصد عام‌المنفعه، انتقاد از نظام سرمایه‌داری را کاهش می‌دهد، از سوی دیگر موقوفات به ترویج تنوع حیات فرهنگی می‌پردازند و این چیزی است که دستگاه یکنواخت‌ساز دولت از عهده آن به چنان وجهی برنمی‌آید.

روند تأسیس موقوفات و بنیادهای وقفی نه تنها در آلمان رو به گسترش است، بلکه انعطاف‌پذیر هم می‌شود. امروزه حدود ۱۹000 بنیاد، ۲۰000 شرکت خیریه و ۶۰۰000 انجمن در آلمان وجود دارد که بیانگر اهمیت بالای اقتصادی و اجتماعی بخش خیریه در آلمان می‌باشد. با توجه به رشد بخش خیریه در آلمان، ساختار درآمدی منحصربه‌فردی بر آن حاکم می‌باشد.

براساس آمار موسسه مرکزی آلمان برای مسائل اجتماعی مقدار کمک‌های نقدی به سازمان‌های خیریه برتر که نشان اعتبار این موسسه را دریافت نموده‌اند، در سال ۲۰۱۰، معادل ۱۴۸۶۵۸۷۰۲۹ یورو (۵۱۷۳/۳ میلیارد تومان) بوده است که رشد ۱/۳۳ درصدی نسبت به سال ۲۰۰۹ را داشته است. همچنین میزان کمک‌های غیرنقدی این سازمان‌ها در سال ۲۰۱۰ معادل ۴۶۲۷۸۶۷۶ یورو (۱۶۱ میلیارد تومان) بوده است. 

اطلاعات دقیق‌تر ۲۴۵ سازمان برتری که نشان اعتبار این موسسه را دریافت نموده‌اند، در جدول ذیل ارائه شده است. به شکل حقوقی سازمان‌های برتر موسسه مرکزی آلمان برای مسائل اجتماعی متنوع است، از میان اشکال حقوقی مختلف، بیشترین تعداد مربوط به انجمن‌ها (۲۰۳ سازمان) و پس از آن و با اختلافی زیاد بنیادها (۳۱ سازمان) می‌باشد؛ جزئیات بیشتر در جدول ذیل ارائه شده است.

تاریخچه، روند توسعه و وضعیت موجود وقف و امور خیریه در آلمان؛ از بنیادهای قرون وسطی تا نهادهای مدنی مدرن
تاریخچه، روند توسعه و وضعیت موجود وقف و امور خیریه در آلمان؛ از بنیادهای قرون وسطی تا نهادهای مدنی مدرن

تاریخچه، روند توسعه و وضعیت موجود وقف و امور خیریه در آلمان؛ از بنیادهای قرون وسطی تا نهادهای مدنی مدرن
 

وضعیت بنیادها در آلمان

در سال ۲۰۱۵، تعداد ۵۸۳ بنیاد در آلمان تأسیس شد که بیش از ۹۰٪ آنها در غرب آلمان می‌باشند. بنیادها سالیانه حدود ۱۷ میلیارد یورو صرف دستیابی به اهداف خود می‌کنند. از میان اهداف مختلفی که بنیادها برای خود برمی‌گزینند مسائل اجتماعی و درواقع کمک‌های اجتماعی در آلمان بیشترین سهم (۵۰٪) را به خود اختصاص داده است. سایر حوزه‌ها در شکل ذیل آورده شده است. 

تاریخچه، روند توسعه و وضعیت موجود وقف و امور خیریه در آلمان؛ از بنیادهای قرون وسطی تا نهادهای مدنی مدرن
 
بنیادهای علمی و پژوهشی
تاریخچه تشکیل اولین موقوفه تأسیس شده برای پشتیبانی از اهداف آموزشی و تربیتی، با سنت ایجاد موقوفات مخصوص کمک‌رسانی به نیازمندان ارتباطی تنگاتنگ دارد؛ چراکه اولین پیش‌نیاز برای پشتیبانی از امر ترویج آموزش و پرورش، اعطای کمک‌هزینه‌های تحصیلی به دانش‌آموزان و دانشجویان فقیر است. به طور مثال در سال ۱۴۸۴ موقوفات هالفاگن و در ۱۶۰۲، موقوفات پارشام در لوبک بدین منظور بنیاد نهاده شد. این موقوفات در اصل کمک‌هزینه‌هایی به دانشجویان الهیات پرداخت می‌کردند که تربیت نسل‌هایی از کشیشان را تضمین می‌کرد. حتی امروزه نیز که رشته‌های تحصیلی گسترش یافته، یکی از اهداف بسیار مهم موقوفات، اعطای کمک‌هزینه‌های تحصیلی است.

از آنجا که دولت بودجه لازم برای تحصیلات پایه ابتدایی تا دبیرستان همه شهروندان نیازمند را تأمین می‌کند، موقوفات سهم عمده‌ای در حمایت از نخبگان در تحصیلات عالیه برعهده گرفته اند. اهمیت موقوفات در راهیابی افراد با استعداد اما فقیر، در دهه‌های هفتاد و هشتاد میلادی تا حدودی کاهش یافت زیرا پنجاه درصد همه دانشجویان از حمایت دولتی برخوردار شدند؛ اما در مهروموم‌های اخیر سهم دولت به ۱۳ درصد کاهش یافته است. 

با تأسیس موقوفات رزالوکزامبورگ در اوایل دهه نود میلادی، مجددا حمایت از دانشجویان برگزیده به وسیله اعطای کمک‌هزینه تحصیلی، ادامه تحصیل آنان را ممکن ساخته است. امروزه موقوفاتی که عواید آنها صرف سرمایه‌گذاری در تحصیلات پایه شود، بسیار کاهش یافته است. در حال حاضر فقط برخی مدارس خصوصی یا مدارس شبانه‌روزی با اهداف مشخص تعلیم و تربیتی تحت حمایت موقوفات هستند.

امروزه حمایت از اقدامات و پژوهش‌های علمی، پس از اهداف اجتماعی و آموزشی، جزو اهداف موقوفات آلمان محسوب می‌شود. ۱۸۰۰ موقوفه، بخش یا کل عایدات خود را به حمایت از پژوهش‌های علوم طبیعی، پزشکی یا علوم انسانی اختصاص داده‌اند.

بر طبق فهرست موقوفات آلمان، قدیمی‌ترین موقوفه با هدف اصلی حمایت از پژوهش «مدارس عالیه وقفی بامبرگ» و «موقوفات دکتر یوهانس مولیوس» است.

مدارس وقفی بامبرگ را اسقف اعظم، ارنست فون منگرز دورف در سال ۱۵۶۸ برای حمایت از پژوهش و آموزش نسل پژوهشگران و دانشمندان در دانشگاه بامبرگ تأسیس کرد. کمی بعد در سال ۱۵۵۹، دکتر یوهانس مولیوس با تأسیس موقوفه‌ای، بودجه یک کالج دانشجویی را تأمین کرد. این موقوفه هنوز هم به حیات خود ادامه داده و به حمایت از پژوهش‌های علمی می‌پردازد.

تاریخچه موقوفات آلمان در قرن بیستم با «انجمن موقوفات علوم آلمان» که در سال ۱۹۲۰ از سوی بخش اقتصادی آلمان بنیاد نهاده شد، پیوند خورده است. از همان زمان، «انجمن کمک‌های اضطراری به علوم آلمان» به سرپرستی فریدریش فون زیمنس تأسیس شد که بعدها به «اتحادیه پژوهشی آلمان» تبدیل گردید. امروزه ‌این اتحادیه شامل ۲۴۲ موقوفه و سرمایه  کل ۱/۳ میلیارد مارک است. سالانه ۷۱ میلیون مارک برای حمایت از پژوهش‌های علمی اختصاص می یابد. این بودجه به صورت کمک به طرح‌های پژوهشی، جوایز علمی و کمک‌هزینه دانشجویی بین نهادها، مراکز پژوهشی، آکادمی آلمانی تبادل دانشجو و غیره تقسیم می‌شود.

موقوفات «فولکس واگن» که در سال ۱۹۶۱ تأسیس شد، نهادی بسیار عظیم است که تاکنون از ۲۱۰۰۰ طرح پژوهشی با هزینه کل ۴/۴ میلیارد مارک، حمایت کرده است. عواید این موقوفه تقریبا به همه حوزه‌های پژوهشی اختصاص یافته است. موقوفات «فولکس واگن» نه تنها از طرح‌های پژوهشی در دست اجرا در دانشگاه‌ها و مراکز مختلف حمایت می‌کند، بلکه خود نیز طرح‌های پژوهشی مختلفی را تعریف کرده و بودجه اجرای آنها را تأمین می‌کند. 

در کنار این موقوفات بزرگ، موقوفات کوچکی نیز در بخش‌های صنعتی و اقتصادی فعالیت دارند که اغلب به حمایت از حوزه‌های پژوهشی خاصی می‌پردازند. شناخته‌شده‌ترین آنها هرساله کمک‌هزینه‌هایی برای پایان‌نامه‌های دکترا به دانشجویان اعطا می‌کنند. بنیادها و موقوفات تحصیلی و موقوفات همسو با احزاب سیاسی مختلف مانند «بنیاد کنراد آدنا وثر»، «بنیاد فردریش ابرت»، «بنیادهاینریش بل» و «بنیاد هانس زایدل»، در خارج از مرزهای آلمان نیز شناخته‌شده هستند. 

بنیادهای حوزه علم و پژوهش از سال ۱۹۰۰ رشد چشمگیری داشته‌اند به طوری که بیش از ۹۵ درست این بنیادها از سال ۱۹۰۰ تا به امروز شکل گرفته‌اند. ضمن این که رشد سال‌های اخیر این بنیادها معادل رشد صد سال گذشته می‌باشد که ‌این موضوع اهمیت روزافزون علم و پژوهش را در فرهنگ آلمان به تصویر می‌کشد. شکل ذیل روند تاریخی رشد بنیادهای علمی و پژوهشی را در کشور آلمان نشان می‌دهد.

تاریخچه، روند توسعه و وضعیت موجود وقف و امور خیریه در آلمان؛ از بنیادهای قرون وسطی تا نهادهای مدنی مدرن

منبع درآمد بنیادهای آموزشی و پژوهشی در کشور آلمان متفاوت می‌باشد، بیشترین درآمد آنها از طریق وقف تأمین می‌شود و پس از آن کمک‌های نقدی خیرین بیشترین سهم را به خود اختصاص می‌دهد. شکل ذیل درصد هرکدام از این منابع درآمد را برای این بنیادها نشان می‌دهد.

تاریخچه، روند توسعه و وضعیت موجود وقف و امور خیریه در آلمان؛ از بنیادهای قرون وسطی تا نهادهای مدنی مدرن

همچنین حوزه‌های فعالیت‌های بنیادهای علمی و پژوهشی به شرح شکل ذیل می‌باشد.

تاریخچه، روند توسعه و وضعیت موجود وقف و امور خیریه در آلمان؛ از بنیادهای قرون وسطی تا نهادهای مدنی مدرن
 
بنیادهای ترویج سیستم سلامت و مراقبت عمومی
اقدامات موقوفاتی که در حوزه پزشکی و بهداشت فعالیت دارند، کمتر برای عموم شناخته‌شده هستند. حدود ۱۰۰۰ موقوفه‌ای که در آلمان در این بخش فعالیت دارند، چندین برابر بودجه موقوفات و بنیادهای حوزه فرهنگ و هنر را در اختیار دارند.

شاید محبوبیت کمتر موقوفاتی که به حمایت از بهداشت و سلامتی عموم می‌پردازند به ‌این دلیل باشد که بنیادها و موقوفاتی که از پژوهش‌های انجام گرفته برای تولید محصولات سودآور در شرکت‌های بزرگ دارویی حمایت می‌کنند، به سختی از نهادهای عام‌المنفعه در این حوزه که به حمایت از اقداماتی برای بهبود سلامتی عمومی می‌پردازند، قابل تفکیک‌اند.

چند تن از همسران رؤسای جمهور آلمان نیز موقوفاتی بنیاد نهاده‌اند ازجمله «موقوفات دکتر میلدرد شیل» و «موقوفات کریستیان هرزوک» که با جمع‌آوری اعانه و یاری خواستن از عموم مردم سرمایه‌ای گردآوری کرده و هم‌اکنون در زمینه اقدامات خیریه در حوزه پزشکی و بهداشت عمومی بسیار فعال‌اند.
 
بنیادهای حفاظت از محیط‌زیست
حفاظت از محیط‌زیست جزو اهداف ۴۰۰ موقوفه آلمان است. اگرچه به نسبت موقوفات و بنیادهایی که در حوزه های دیگر فعال‌اند، تعداد این گروه کمتر است اما تأثیری که اقدامات آنان در مهروموم های گذشته برجای گذارده، بسیار عمیق و اساسی بوده است. 

در حالی که در گذشته‌ای نه چندان دور یعنی در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی قرن بیستم، حمایت از اقدامات زیست‌محیطی برخی موقوفات و بنیادها کم‌اهمیت شمرده می‌شد، امروزه یکی از اهداف مهم سیاسی و اجتماعی حفاظت از محیط‌زیست است. «موقوفات زیست‌محیطی آلمان» که در سال ۱۹۸۲ با توجه به تمایل روزافزون شهروندان به حفظ محیط‌زیست بنیاد نهاده شد، با حمایت مالی و کار داوطلبانه مردم همچنان در سطح گسترده‌ای به فعالیت خود ادامه می‌دهد. 

این نهادها در سال ۱۹۹۰ از حمایت دولت نیز برخوردار شدند. وزارت اقتصاد آلمان با بودجه‌ای که از خصوصی‌سازی یکی از شرکت‌های بزرگ فولاد فراهم آمده بود، «موقوفه دولتی زیست‌محیطی» را بنیاد نهاد. این موقوفه تاکنون از ۲۰۰۰ طرح زیست‌محیطی به ارزش کل یک میلیارد مارک حمایت کرده و سالانه «جایزه آلمانی محیط‌زیست» را به مبلغ یک میلیون مارک اهدا می‌کند.
 

مقایسه وضعیت کشور آلمان در امور خیریه با دیگر کشورها 

کشور آلمان با حدود ۱/۵ میلیارد دلار (۴۵۹۰ میلیارد تومان) کمک بشردوستانه در سال ۲۰۱۵ رتبه پنجم را در دنیا به خود اختصاص داده است.


تاریخچه، روند توسعه و وضعیت موجود وقف و امور خیریه در آلمان؛ از بنیادهای قرون وسطی تا نهادهای مدنی مدرن

تاریخچه، روند توسعه و وضعیت موجود وقف و امور خیریه در آلمان؛ از بنیادهای قرون وسطی تا نهادهای مدنی مدرن

همان طور که در شکل فوق مشاهده می‌شود، کشور آلمان در سال ۲۰۱۵ در میان ۲۰ کشور برتر دنیا از نظر میزان کمک‌های بشردوستانه، رتبه پنجم را با میزان ۱۴۹۰ میلیون دلار (۴۵۶۰ میلیارد تومان) به خود اختصاص داده است؛ همچنین از لحاظ میزان کمک‌های بشردوستانه به صورت درصدی از تولید ناخالص داخلی کشور آلمان رتبه ۱۸ را به خود اختصاص داده است. 

تاریخچه، روند توسعه و وضعیت موجود وقف و امور خیریه در آلمان؛ از بنیادهای قرون وسطی تا نهادهای مدنی مدرن

از نظر میزان پذیرش پناهجو و درآمد اختصاص داده‌شده به آنها کشور آلمان از جایگاه بسیار مناسبی برخوردار است و بسیاری از پناهجویان را با شرایط مناسب پذیرفته است. 

همچنین کشور آلمان در سال ۲۰۱۵ از نظر میزان هزینه‌های خیرخواهانه پرداخته‌شده برای اسکان پناهندگان رتبه نخست را به خود اختصاص داده است.
تاریخچه، روند توسعه و وضعیت موجود وقف و امور خیریه در آلمان؛ از بنیادهای قرون وسطی تا نهادهای مدنی مدرن

تاریخچه، روند توسعه و وضعیت موجود وقف و امور خیریه در آلمان؛ از بنیادهای قرون وسطی تا نهادهای مدنی مدرن

علاوه بر این، بر اساس آمار بنیاد امور خیریه در سال ۲۰۱۴ کشور آلمان رتبه ۲۰ از نظر میزان بخشندگی را به خود اختصاص داده است.

شاخص بخشندگی در دنیا، یک گزارش سالیانه است که توسط بنیاد امور خیریه با استفاده از داده‌های جمع‌آوری‌شده توسط شرکت تحقیقاتی گالوپ، منتشر می‌شود و به رتبه‌بندی بیش از ۱۴۰ کشور دنیا از نظر میزان خیر بودن مردم می‌پردازد. 

در این تحقیق حدود ۱۰۰۰ پرسشنامه در هر کشور میان گروه‌های نمونه توزیع می‌گردید. افراد منتخب در نمونه آماری به گونه‌ای انتخاب می‌شوند که تمامی مناطق (حتی مناطق روستایی) و طبقه‌های اجتماعی را شامل شوند. در کشورهای بزرگ‌تر مانند چین و روسیه تعداد پرسشنامه ها به ۲۰۰۰ عدد افزایش یافت.

این پرسشنامه شامل سه سؤال اصلی است: 
* آیا در ماه گذشته پولی به سازمان‌های خیریه اهدا نموده‌اند؟ 
* آیا فعالیت داوطلبانه‌ای در مؤسسات خیریه انجام می‌دهند؟ 
* آیا به افرادی که نیازمندان را نمی‌شناسند برای انجام کار خیر کمک می‌کنند؟

این شاخص بر اساس سه معیار کمک به خارجیان، کمک مالی به خیریه‌ها و اختصاص زمان برای کار داوطلبانه تعریف شده است که کشور آلمان به ترتیب امتیاز ۶۱، ۴۹ و ۳۲ درصد را کسب کرده است. 

دولت آلمان در زمینه کمک‌های بین‌المللی و همکاری برای توسعه دولت‌ها و کمک‌های بشردوستانه در رده‌بندی جهانی از رتبه بالایی برخوردار است؛ همان طور که در شکل ذیل مشاهده می‌شود، کشور آلمان رتبه سوم از نظر هزینه صرف شده برای همکاری در توسعه سایر دولت‌ها (برحسب میلیارد دلار امریکا) را کسب کرده است.
 
تاریخچه، روند توسعه و وضعیت موجود وقف و امور خیریه در آلمان؛ از بنیادهای قرون وسطی تا نهادهای مدنی مدرن

تاریخچه، روند توسعه و وضعیت موجود وقف و امور خیریه در آلمان؛ از بنیادهای قرون وسطی تا نهادهای مدنی مدرن

تاریخچه، روند توسعه و وضعیت موجود وقف و امور خیریه در آلمان؛ از بنیادهای قرون وسطی تا نهادهای مدنی مدرن

همان طور که در شکل فوق مشاهده می‌شود، رتبه کشور آلمان در شاخص کلی سهولت بخشندگی ۴/۷، سهولت ثبت‌نام و فعالیت سازمان‌های جامعه مدنی، سیاست‌های مالیاتی برای کسری، معافیت و امتیازهای مالیاتی ۴/۹ و سهولت ارسال و دریافت پول نقد و کالا از مرزها ۴/۲ است.
 

وضعیت موجود کلیسا و اماکن مذهبی در کشور آلمان

روند رشد ادیان در کشور آلمان
۱- مسیحیت
در قرن پنجم میلادی کلیسای کاتولیک رومی تسلط خود را بر اروپای غربی آغاز کرد. و در قرن شانزدهم با به وجود آمدن نهضت «اصلاح مذهب» (رفرماسیون) سعی در برطرف ساختن معایب کلیسای کاتولیک گردید و تا یکصد سال ادامه یافت. درنتیجه اصلاح مذهب، مردم آلمان به دو دسته کاتولیک و پروتستان تقسیم شدند. علل این انقلاب اجتماعی رفتار نامناسب پاپ و سوءاستفاده از قدرت توسط مقامات کلیسای کاتولیک بود. آن زمان، همه چیز از جمله زمین‌ها و موقوفات در اختیار کلیسا بود، و پادشاهان محلی از این امر ناراضی بودند در چنین جامعه‌ای شرایط برای ظهور یک رهبر به منظور تغییردادن اوضاع فراهم گردید. شخصی که نهضت پروتستان را آغاز کرد، «مارتین لوتر» (۱۵۴۶–۱۴۸۳) نام داشت. 

در سال ۱۵۱۷ پاپ لئون هم به بهانه اتمام ساختمان کلیسای «سن پیتر» توسط نماینده‌ای اقدام به فروش عفونامه کرد و این امر خشم لوتر را برانگیخت. در آن زمان رسم بود که هرکس صادقانه به گناه خود اعتراف می‌کرد. کلیسا در مقابل دریافت پول سندی به نام «عفونامه» به او می‌داد و به موجب آن، گناه شخص آمرزیده محسوب می‌شد. لوتر در راستای مخالفت خود با پاپ ۹۵ موضوع نوشت و برای اطلاع مردم آن را بردر کلیسای شهر «ویتنبرگ» آویخت. و به ‌این ترتیب کشمکش میان دو فرقه مذهبی به مدت ۳۰ سال در آلمان ادامه یافت.

از اقدامات مهم دیگرلوتر، ترجمه انجیل از یونانی به آلمانی بود تا همه مسیحیان بتوانند از مطالب کتاب مقدس آگاهی یابند. این اقدام لوتر سبب وحدت مردم آلمان شد و او با این کار خدمت بسیار بزرگی به کشور آلمان کرد. همچنین لوتر با رد خرافات و دستورات کلیسا می‌گفت که باید به اصل مسیحیت بازگشت و به انجیل رجوع نمود. او پیشنهاد نمود که پادشاه هرکشور باید در قلمرو خود رئیس کلیسا باشد و از پاپ اطاعت نکند و به کلیسای رم هیچ گونه مالیاتی پرداخت نشود و مارتین لوتر در سال ۱۵۴۶ درگذشت، اما نهضت او تا ۱۵۵۵ ادامه یافت. و در این سال معاهده صلح «اوگسبورگ» بین کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها بسته شد که به موجب آن مذهب پروتستان رسمیت یافت.

۲- اسلام
لمان رابطه تاریخی عمیقی با اسلام دارد. ژرمن‌ها و اعراب مسلمان با شکست شاهنشاهی ساسانی در ۶۴۲ میلادی در دریای مدیترانه باهم همسایه شدند. طی دو قرن به سبب جنگ‌های صلیبی که آلمانی‌ها نیز در آن شرکت داشتند، آلمانی‌ها با مسلمانان در رابطه بودند و خیلی چیزها از آنان آموختند.

در سال ۱۷۳۲ «فریدریش دوم» پادشاه پروس دستور داد در «پوتسرام» برای سربازان مسلمان ترک مأمور در گارد «پروس»، مسجد بسازند. پس از جنگ جهانی دوم به موجب توافق‌نامه‌ای که در سال ۱۹۶۱ به امضا رسید، کارگران مسلمان ترک به عنوان بخشی از نیروی کار خارجی در آلمان عازم این کشور شدند. در حال حاضر آلمان پس از فرانسه، دومین مرکز مسلمان نشین اروپای غربی است.

۳- یهودیت
اریخ یهودیان آلمان از سال ۳۳۱ میلادی که اولین جامعه یهود در شهر کلن ایجاد شد، آغاز می‌گردد. از آن زمان تا به امروز یهودیان تحت شرایط مختلف و حتی کشتار جمعی در آلمان به زندگی خود ادامه داده‌اند. یهودستیزی سابقه هزار ساله دارد. اساس هرگونه برخورد و مشاجره بین یهودیان و مسیحیان در زمینه مذهب بود.
 
وضعیت موجود کلیساها
در آلمان کلیساها دولتی نیستند، درنتیجه بین تشکیلات کلیسایی و دولتی هیچ ارتباطی وجود ندارد و دولت کنترلی بر کلیساها ندارد. طبق قانون اساسی آلمان، کلیسا و دولت می‌توانند در قالب قراردادها و توافقات با یکدیگر ارتباط داشته باشند. دولت در تأمین هزینه نهادهای معینی از کلیساها نظیر کودکستان‌ها و مدارس سهیم است و کلیساها مجاز به اخذ مالیات از پیروان خود می‌باشند. این مالیات به طور معمول برای بازپرداخت به دولت جمع‌آوری می‌شود.

همچنین گفته می‌شود، تعداد زیادی از دانشجویان رشته الهیات در دانشگاه‌های دولتی تحصیل می‌کنند، اما برای اشتغال به سمت استادی در این رشته، اخذ موافقت کلیساها ضروری می‌باشد. فعالیت‌های اجتماعی و خیریه کلیساها بخش مهمی از زندگی عمومی پیروان را تشکیل می‌دهد. همچنین فعالیت کلیساها در بیمارستان‌ها، خانه‌های سالمندان، مشاوره و سرپرستی در کلیه مراحل زندگی در مدارس و مراکز آموزشی و فعالیت‌های روشنگرانه در مورد فرقه‌ها در سطح ناحیه و منطقه چشمگیر است.

مسیحیان آلمان به طور عمده پیرو دو مذهب پروتستان و کاتولیک هستند. پروتستان‌ها که حدود ۳۵ درصد کل جمعیت آلمان را تشکیل می‌دهند، بیشتر در شمال آلمان و در شهرهای برلین، هامبورگ، لوبک، کیل، برمن، هانوور، مونستر، از نابروک، کاسل، گوتینگن و شورین ساکن هستند.

کلیسای پروتستان آلمان مجموعه‌ای از ۲۴ انجمن کلیسای مستقل لوتری، متحد و اصلاحی می‌باشد. شورای کلیسایی پروتستان عالی‌ترین مرجع قانون‌گذار و بالاترین سازمان رهبری «اداره کلیسا» می‌باشد که هر دو در شهر هانوور مرکز ایالت «یندرساکسن» قرار دارند. 

هرسال کنفرانس اسقف‌های کلیسای پروتستان در این شهر تشکیل می‌شود و در پایان اجلاس، درباره مسائل مورد بحث یک اعلامیه صادر می‌کنند. همچنین کلیسای پروتستان آلمان عضو شورای یگانگی مسیحیت یا شورای جهانی کلیساها می‌باشد و با کلیساهای روم همکاری نزدیک دارد. همچنین کلیساهای ایالتی از طریق کنفرانس کلیساها در تصمیم‌گیری‌ها شرکت می‌کنند. سازمان امور خیریه پروتستان‌ها، موسسه «دیاکونیگ» نام دارد.

کاتولیک‌ها حدود ۳۴ درصد کل جمعیت کشور آلمان را بر می‌گیرند. کاتولیک‌های این کشور بیشتر در جنوب و مرکز، و در شهرهای مونیخ، نورنبرگ و فرایبورگ، ساربروکن، اشتوتگارت، کارلسروهه، ماینس، کوبلنز، کلن، بن و دوسلدورف اقامت دارند. در بخش شرقی آلمان حدود ۲ میلیون نفر کاتولیک هستند.

کلیسای کاتولیک به هفت قلمرو اسقف اعظم و بیست اسقف‌نشین تقسیم شده است در رأس سازمان کلیسای کاتولیک آلمان «کنفرانس اسقف‌ها» قرار دارد. هرسال در بهار و پاییز اسقف‌های اعظم، اسقف‌ها و دستیاران آنان، در مجموع بیش از ۷۰ تن در مجمع عمومی کنفرانس اسقف‌های آلمان گرد هم می‌آیند که دبیرخانه ‌این کنفرانس در شهر بن است.

مدیریت کلیسای کاتولیک آلمان با کمیته مرکزی است که آن هم در بن واقع می‌باشد. پاپ ژان پل دوم، رهبر کاتولیک‌های جهان در مهروموم‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۸۷ با سفر به آلمان جنبش یگانگی مسیحیت و گفتگو میان دولت و کلیسا را مورد اهمیت خاصی قرار داد.

لازم به ذکر است، بعد از اولین شورای واتیکان (در سال ۱۸۷۰) اسقف‌نشین کاتولیکی در دوره کاتولیکی کهن به وجود آمد. اعضای این گرایش مذهبی به دلیل رد عقیده پاپ و حق پاپ که بالاترین شخصیت کلیساست، از کلیسا طرد شدند. دومین شورای واتیکان پیشنهادهایی جهت مشارکت پیروان کاتولیک به کلیسا ارائه داده است که توسط نمایندگان آنها جامعه عمل پوشانده می‌شود. این نمایندگان با ۱۴۰ اتحادیه و نهاد در کمیته مرکزی کاتولیک‌های آلمان گرد هم آمده‌اند.

امروزه حدود ۳۰ هزار آلمانی پیرو کلیسای کاتولیک کهن در ۵۸ منطقه کلیسایی به سر می‌برند. انجمن «کاریتاس» آلمان فعالیت‌های نوع‌دوستانه کلیسای کاتولیک را بر عهده دارد.

هر دو کلیسای بزرگ مسیحی، کلیسای پروتستان و کاتولیک، پس از ۱۹۴۵ با تلاش در حکومت و جامعه سهم بسزایی در احیای ساختارهای دمکراتیک داشته‌اند. آنها و به‌ویژه کلیسای پروتستان در دوره پایانی حیات جمهوری دمکراتیک آلمان نقش مهمی را ایفا کردند. آن زمان، در جمهوری دمکراتیک آلمان بسیاری از گروه‌های مخالف در کلیسا تجمع می‌کردند، زیرا در سال ۱۹۸۹ کلیسای پروتستان و کاتولیک برای امکان‌پذیر ساختن اعتراضات مسالمت‌آمیز و مباحثات، درهای خود را به روی مخالفان گشوده بودند.

همچنین هر دو کلیسا به توسعه کشورهای جهان سوم کمک می‌کنند و مخارج نهادهای خیریه بزرگ کلیسایی با هدایای داوطلبانه نیکوکاران تأمین می‌شود.

علاوه بر این در آلمان سایر مذاهب مسیحی نظیر ارتودوکس، متودیست، باپنسیت و سپاه نجات وجود دارند. در آلمان همچنین ۴۳۰ هزار نفر پیرو «کلیسای انجیلی جدی» که در سال ۱۸۶۵ به وجود آمد و پیروان آن خود را مسیحی واقعی می‌دانند، ۳۵۰ هزار نفر پیرو کلیسای یونان، ۱۵۱ هزار نفر پیرو مکتب «شاهدان یهود» که در سال ۱۸۷۴ توسط کشیش «روسل» تأسیس شد، پیروانش روی کتاب انجیل کار می‌کنند و در انتظار استقرار حکومت الهی هستند، و ۱۵۰ هزار نفر پیرو کلیسای ارتودوکس صربستان می‌باشند.

در سال ۱۹۹۲ تعداد ۵۵۳ هزار نفر از کلیسا خارج و بی مذهب شدند که ۳۶۱ هزار نفر پروتستان و ۱۹۲ هزار نفر کاتولیک بودند. مقامات کلیسای پروتستان علت آن را وحدت در آلمان می‌دانند، زیرا در آلمان شرقی که حکومت کمونیستی داشت تعداد افراد بی‌دین، به مراتب بیشتر از افراد دیندار بود. آنها عوامل دیگری را نیز مانند رشد کم جمعیت، مهاجرت آلمانی‌ها به خارج از کشور و افزایش تعداد خارجیان در ازدیاد افراد غیرمذهبی دخیل می‌دانند.
 
وضعیت موجود اماکن مذهبی مسلمانان
تعداد اماکن مذهبی مسلمانان، نه الزاما به صورت مسجد، حدود ۹۰۰ باب برآورده شده است.۲ بزرگ‌ترین مرکز مذهبی مسلمانان آلمان در شهر مونیخ قرار دارد و مراکز دیگر در آخن، کلن و هامبورگ واقع شده‌اند.

همچنین امروزه بزرگ‌ترین تشکیلات اسلامی آلمان دارای تعداد بی شماری انجمن زیرمجموعه است، اتحادیه اسلامی-ترکی امور دینی (DITIB) می‌باشد. بنا به اظهارات مسئولان آن، اتحادیه مذکور از اواسط سال ۱۹۹۹، ۷۷۹ انجمن را در سراسر آلمان تحت پوشش قرار داده است و در مهروموم‌های اخیر نیز تعداد بی‌شماری سازمان اسلامی در آلمان تشکیل شده است. این سازمان‌ها مساجد را اداره و به امور مذهبی اعضای خود رسیدگی می‌کنند. اما تنها اقلیتی از ۲/۳ میلیون مسلمان در انجمن‌ها و اتحادیه‌ها گرد آمده‌اند. از این رو هیچ یک از انجمن‌های موجود در آلمان نمی‌تواند مدعی نمایندگی اسلام یا اکثریت مسلمانان این کشور باشند.

شورای اسلامی جمهوری فدرال آلمان در ۱۹۸۶ و شورای مرکزی مسلمانان در ۱۹۹۴ با هدف ایجاد تشکیلات واحد مسلمانان به وجود آمدند. شورای اسلامی دارای ۳۰ سازمان عضو و تحت نظارت انجمن افراطی «میلی گوروس» است و شورای مرکزی مسلمانان دارای ۱۹ سازمان عضو است و در مجموع تقریبا ۲۰۰ مسجد را در بر می گیرد. 

از سوی دیگر علوی‌ها به عنوان یک گروه ویژه با ۱۰۰ انجمن در فدراسیون انجمن‌های علوی آلمان (AABF) گرد هم آمده‌اند. بزرگ‌ترین گروه مسلمانان را به ترتیب مسلمانان ترک، یوگسلاوی سابق، کشورهای غربی و کشورهای جنوب و جنوب شرقی آسیا تشکیل می‌دهند.

از سال ۲۰۰۰ میلادی مسلمانان مذکور در ۱۹ مسجد به طور رسمی در آلمان فعالیت می‌کنند که از آن جمله می‌توان مساجد شهرهای مونیخ؛ هامبورگ، برلین، مانهایم، کلن، دورتموند، فرانکفورت و زیگن را نام برد. ایجاد مسجد باید از طرف شهرداری محل مورد تصویب قرار گیرد.
 
نهادهای مهم اسلامی در آلمان
مهم‌ترین مراکز اسلامی در آلمان عبارت‌اند از:
* جمعیت اسلامی جماعه النور (ترکیه) در کلن،
* کنگره جهانی اسلام در آلمان (پاکستان) در بن،
* اتحادیه مرکزی جوانان مسلمان (ترکیه) در کلن،
* مسجد اسلامی مراکش (مغرب) در دوسلدورف،
* انجمن مسلمانان ترک در آلمان (ترکیه) در برلین،
* مجتمع بوسنیایی‌ها (بوسنی هرزه گوین) در فرانکفورت،
* جمعیت اسلامی ملی گوروش (ترکیه) در کلن،
* مسجد عمر ابن خطاب (عرب) در دورتموند،
* انجمن اسلامی کلن (ترکیه) در کلن،
* مرکز اسلامی آخن-مسجد بلال (عربستان سعودی) در آخن،
* مرکز اسلامی هامبورگ-مسجد امام علی علیه‌السلام (ایران) در هامبورگ،
* مسجد اسلامی (کویت) در فرانکفورت،
* مسجد سنت (عرب) در هانور،
* مجمع مساجد (عرب) در بن،
* اتحاد ترکی-اسلامی امور دینی (ترکیه) در کلن،
* مرکز اسلامی مونیخ (مصر) در مونیخ،
* مسجد جامع مانهایم (عربستان سعودی) در مانهایم،
* مسجد مرکزی (عرب) در هاگن،
* انجمن اسلامی کارگردان ترک (ترکیه) در دویسبورگ،
* فدراسیون اسلامی بادن ورتمبرگ (ترکیه) در اشتوتگارت،
* فدراسیون اسلامی هامبورگ (ترکیه-آلمان) در هامبورگ،
* فدراسیون اسلامی برلین (ترکیه-آلمان) در برلین،
* و انجمن‌های صوفی در آلمان (آلمان)؛

اهم فعالیت‌های این مراکز تعلیم قرآن مجید، تشکیل کلاس‌های مذهبی به زبان‌های ترکی، عربی و آلمانی، تشریح فقه و معارف اسلامی، نظارت به ذبح اسلامی، ترجمه و تألیف کتاب‌های اسلامی و اقامه نماز جماعت است.

مرکز اسلامی هامبورگ
رکز اسلامی هامبورگ یکی از قدیمی‌ترین مراکز اسلامی-شیعی است که سابقه درخشانی در تبلیغ و ترویج تشیع در این کشور دارد. در سال ۱۳۳۲ هجری شمسی برابر با ۱۹۵۳ میلادی در جلسه‌ای قرار شد مرکزی برای همه مسلمانان شهر هامبورگ تأسیس شود. به همین جهت مرکز اسلامی هامبورگ به کمک خیرین ایرانی در آلمان و برخی کسبه و تجار ساکن ایران با همکاری مرجع تقلید وقت، آیت‌الله العظمی بروجردی ایجاد گردید.

مرکز اسلامی هامبورگ به عنوان یکی از مهم‌ترین مراکز اسلامی در آلمان، سال‌هاست که به فعالیت‌های مختلف تبلیغی، علمی و پژوهشی می‌پردازد. یکی از کارهای عمومی این مرکز، برگزاری نماز جمعه است که هر جمعه با حضور بیش از صدها نفر از شیعیان ایرانی و غیره برگزار می‌شود. خطبه‌های نمازجمعه به سه زبان آلمانی، عربی و فارسی ایراد می‌گردد. از دیگر فعالیت‌های مرکز، تهیه مجله‌ای به زبان آلمانی و توزیع آن بین اسلام و دیگر فرقه‌ها و برپایی نماز ظهر و شب می‌باشد.

تاریخچه، روند توسعه و وضعیت موجود وقف و امور خیریه در آلمان؛ از بنیادهای قرون وسطی تا نهادهای مدنی مدرن

برگزاری کنفرانس‌های علمی و همچنین نشست‌های هم‌اندیشی با حضور نمایندگان ۱۲۰ مؤسسه شیعی در آلمان به منظور بررسی وضعیت مسلمانان به خصوص شیعیان در اروپا از دیگر فعالیت‌های این مرکز است. در این مرکز نشریه‌ای به زبان آلمانی با نام «والفجر» منتشر می‌شود که حاوی معارف و مسائل اسلامی است. این نشریه در ۵۸ صفحه و در تیراژ ۳ هزار نسخه منتشر می‌شود.

آکادمی علمی اسلامی
آکادمی علمی اسلامی در سال ۱۹۷۸ میلادی در شهر کلن به ثبت رسید و تا سال ۱۹۹۵ میلادی در آن شهر فعالیت داشت و پس ازآن به هامبورگ منتقل گردید. پروفسور عبدالجواد فلاطوری با توجه به نیاز مبرم جوامع آکادمیک غرب به شناخت صحیح معارف اسلامی، این آکادمی را بنیان نهاد. فلاطوری یکی از چهره‌های سرشناس و از محققان و متفکران ایرانی بود که در شناساندن فرهنگ اسلامی-شیعی به آلمانی‌ها، طی چندین دهه تلاش مستمر داشت.
 
نهادهای مربوط به یهودیان
شورای مرکزی یهودیان آلمان، سازمان مرکز یهودیان است. این سازمان در سال ۲۰۰۳ برای همکاری مستمر و مطمئن با دولت آلمان قراردادی منعقد کرد. شورای مذکور حفظ و نگهداری میراث فرهنگی آلمان-یهودی، ایجاد یک جامعه یهودی و وظایفی که جهت ادغام در جامعه آلمان و خدمات اجتماعی را برعهده دارند، و سالانه کمکی بالغ بر ۳ میلیون یورو از دولت دریافت می‌کند. 

از سوی دیگر شورای مرکزی یهودیان در مسائل مربوط به مهاجرت و ادغام یهودیان از دولت حمایت می‌کند، همچنین برای ایجاد انجمن‌های جدید خدمات مشاوره به مهاجران ارائه می‌دهد. فعالیت این مرکز در خدمت امور اجتماعی، جوانان و سالمندان قرار دارد و برنامه ویژه‌ای برای ادغام یهودیان در دستور کار خود قرار داده است. از جمله دیگر وظایف این شورا توسعه مدارا و مبارزه با نژادپرستی و گرایش‌های یهودستیزانه است. 

لازم به ذکر است، دولت آلمان به دلیل مسئولیت تاریخی ویژه‌اش، از نهادهای مرکزی جامعه یهودیان آلمان حمایت و از گورستان‌های انجمن‌های سابق یهودی در آلمان مراقبت می‌کند. همچنین دولت فدرال آلمان در این راستا از توسعه گفتگو بین ادیان و ایجاد مؤسسات تحقیقاتی فرامنطقه‌ای حمایت می‌کند، در مباحث بسیار در بین ادیان شرکت می‌جوید، در جستجوی تفاهم با سازمان‌های اسلامی طرفدار گفتگو برمی‌آید و آنها را در برنامه‌هایی مانند اتحاد برای دمکراسی و مدارا و پرهیز از خشونت و بی‌گناه‌ستیزی سهیم می‌سازد. دولت فدرال همچنین از سازمان‌هایی که در راستای همکاری و تفاهم بین مسیحیان و یهودیان فعالیت می‌کنند، به‌ویژه از شورای هماهنگی جهت همکاری بین جوامع یهودی، مسیحی و شورای بین‌المللی یهودیان و مسیحیان حمایت می‌کند.
 

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری:

مطالعه سیر تحول وقف و امور خیریه در کشور آلمان نشان می‌دهد که این نهادها از ریشه‌های سنتی و مذهبی خود در دوران قرون وسطی فاصله گرفته و به بازیگرانی کلیدی در فضای مدنی و سیاسی آلمان مدرن تبدیل شده‌اند. گذار از موقوفات کلیسایی به بنیادهای خصوصی و سپس به نهادهای مدنی-سیاسی، بازتابی از تحولات اجتماعی آلمان پس از جنگ جهانی دوم و تلاش این کشور برای بازسازی هویت دموکراتیک خود است.

مهم‌ترین یافته‌های این نوشتار را می‌توان در محورهای زیر خلاصه کرد:

۱. اولویت‌بندی علمی و آموزشی: برخلاف تصور رایج که امور خیریه را صرفاً معطوف به فقرزدایی می‌داند، بخش عمده سرمایه‌های وقفی آلمان (حدود ۵۴ درصد) به حوزه‌های علم، پژوهش و تعلیم و تربیت اختصاص دارد. این نشان‌دهنده یک «استراتژی توسعه‌محور» در میان خیرین آلمانی است که معتقدند شکوفایی جامعه در گرو سرمایه‌گذاری بر نیروی انسانی نخبه است.

۲. بنیادهای سیاسی؛ ستون‌های دموکراسی: پدیده بنیادهای همسو با احزاب سیاسی (نظیر آدنائر، ابرت و …) یک مدل منحصربه‌فرد آلمانی است که در هیچ کجای دنیا همتای مشابهی ندارد. این نهادها با استفاده از بودجه‌های دولتی و عمومی، در ترویج فرهنگ گفتگو، مدارا و تقویت نهادهای مدنی در داخل و خارج از آلمان فعال‌اند و عملاً به ابزار «دیپلماسی نرم» این کشور تبدیل شده‌اند.

۳. همزیستی ادیان و دولت: ساختار قانونی آلمان در تعامل با کلیساها و جوامع مذهبی (اسلامی و یهودی)، الگویی از مدیریت تنوع مذهبی ارائه می‌دهد. اگرچه دولت آلمان سکولار است، اما در قالب قراردادها و حمایت‌های قانونی، زمینه را برای فعالیت‌های اجتماعی-خیریه نهادهای دینی فراهم آورده است که منجر به تقویت همبستگی اجتماعی می‌شود.

۴. شفافیت و کارآمدی: نظام خیریه آلمان با داشتن بیش از ۶۰۰ هزار انجمن و سازمان، سیستمی پیچیده اما شفاف است که به شدت تحت نظارت قوانین مالیاتی و مدنی قرار دارد. این سطح از نظام‌مندی باعث شده تا آلمان در شاخص‌های جهانی بخشندگی و کمک‌های بین‌المللی، جایگاه ممتازی (رتبه‌های برتر جهانی) را کسب کند.

در نهایت، موفقیت مدل کشور آلمان در پیوند زدنِ «سنت خیرخواهی» با «ساختارهای دموکراتیک»، درسی برای سایر کشورهاست؛ این که چگونه می‌توان با وضع قوانین تسهیل‌گر و ایجاد شفافیت، سرمایه‌های خصوصی را به موتور محرکِ توسعه اجتماعی و تقویت ارزش‌های انسانی تبدیل کرد. 

پیش‌بینی می‌شود با توجه به رشد فزاینده نهادهای خیریه آلمان در سال‌های اخیر، نقش این بنیادها در مدیریت بحران‌های مدرن (نظیر تغییرات اقلیمی و مهاجرت) در دهه‌های پیش رو پررنگ‌تر از گذشته خواهد بود.

پی‌نوشت‌ها:
۱. Prussia (بین سال‌های ۱۸۷۱-۱۹۴۵ به یکی از ایالت‌های امپراتوری آلمان تبدیل شد.)
۲. در زمینه وضعیت موجود مساجد و اماکن مذهبی کشور آلمان، علی‌رغم جستجوهایی که در اینترنت صورت پذیرفت، به دلیل محدودیت‌های دسترسی منابع و همچنین عدم انتشار اطلاعات مفید از طرف کشور مورد مطالعه، مطالب کامل‌تری یافت نگردید و تکمیل اطلاعات موجود، نیاز به انجام تحقیقات میدانی و مطالعات تکمیلی در این زمینه دارد.

منبع: آشنایی با نظام مدیریت وقف و امور خیریه در کشور آلمان، گردآورنده: دفتر نوسازی و تحول معاونت توسعه و پشتیبانی سازمان اوقاف و امور خیریه، تهران: شرکت چاپ و انتشارات سازمان اوقاف و امور خیریه، چاپ اول، 1396ش.

تنظیم و تکمیل: تحریریه راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
وزیر خارجه پیشین آمریکا: مصرف گسترده مهمات آمریکا در ایران، توان واشنگتن برای دفاع از تایوان را محدود کرده است
play_arrow
وزیر خارجه پیشین آمریکا: مصرف گسترده مهمات آمریکا در ایران، توان واشنگتن برای دفاع از تایوان را محدود کرده است
ادعای روزنامه‌نگار بین‌المللی درباره پیشنهاد ترامپ برای خرید فرمانده سپاه پاسداران!
play_arrow
ادعای روزنامه‌نگار بین‌المللی درباره پیشنهاد ترامپ برای خرید فرمانده سپاه پاسداران!
سناتور آمریکایی: ترامپ جنگ با ایران را باخته و تحریم‌های جدید فقط یک نمایش است
play_arrow
سناتور آمریکایی: ترامپ جنگ با ایران را باخته و تحریم‌های جدید فقط یک نمایش است
سردار آزمون به تیم ملی بازمی‌گردد؟
play_arrow
سردار آزمون به تیم ملی بازمی‌گردد؟
اعترافات صریح ضد انقلاب: جمهوری ‌اسلامی تسلیم‌ناپذیر است
play_arrow
اعترافات صریح ضد انقلاب: جمهوری ‌اسلامی تسلیم‌ناپذیر است
فریاد ضدصهیونیستی در آرژانتین
play_arrow
فریاد ضدصهیونیستی در آرژانتین
قدرت ما در با هم بودن است...
play_arrow
قدرت ما در با هم بودن است...
لحظه بمباران مسجدی در مرکز نوار غزه
play_arrow
لحظه بمباران مسجدی در مرکز نوار غزه
حدید ۱۱۰؛ تحول مهم در زرادخانه پهپادی ایران
play_arrow
حدید ۱۱۰؛ تحول مهم در زرادخانه پهپادی ایران
نجات معجزه‌آسای امدادگر و مصدوم در ایتالیا
play_arrow
نجات معجزه‌آسای امدادگر و مصدوم در ایتالیا
لحظه اصابت گلوله نظامیان صهیونیست به جوان فلسطینی
play_arrow
لحظه اصابت گلوله نظامیان صهیونیست به جوان فلسطینی
واکنش سایت WorldofVolley به بازگشت اسماعیل‌نژاد به تیم ملی ایران
play_arrow
واکنش سایت WorldofVolley به بازگشت اسماعیل‌نژاد به تیم ملی ایران
معاون فرهنگستان خطاب به رسانه‌ها: از واژه "لانچر" استفاده نکنید
play_arrow
معاون فرهنگستان خطاب به رسانه‌ها: از واژه "لانچر" استفاده نکنید
افتتاح نیروگاه خورشیدی قائد شهید با حضور پزشکیان
play_arrow
افتتاح نیروگاه خورشیدی قائد شهید با حضور پزشکیان
کوچولوترین جیمی‌جامپی که زمین فوتبال به چشم خودش دید!
play_arrow
کوچولوترین جیمی‌جامپی که زمین فوتبال به چشم خودش دید!